Wednesday, October 27, 2004

امشب با حافظ


اگر رفيق شفيقی درست پيمان باش
حريف خانه و گرمابه و گلستان باش

شکنج زلف پريشان به دست باد مده
مگو که خاطر عشّاق گو پريشان باش

گرت هواست که با خضر همنشين باشی
نهان ز چشم سکندر چو آب حيوان باش

زبور عشق نوازی نه کار هر مرغی ست
بيا و نو گل اين بلبل غزل خوان باش

طريق خدمت و آئين بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش

دگر به صيد حرم تيغ بر مکش زنهار
واز آنچه با دل ما کرده اي پشيمان باش

تو شام انجمنی يکزبان و يکدل شو
خيال و کوشش پروانه بين و خواندان باش

کمال دلبری و حسن در نظر بازی ست
به شيوه نظر از نادران دران باش

خموش حافظ و از جور يار ناله مکن
تو را که گفت که در روی خوب حيران باش
........
خدانگهدارت