امشب با حافظ
اگر رفيق شفيقی درست پيمان باش
حريف خانه و گرمابه و گلستان باش
شکنج زلف پريشان به دست باد مده
مگو که خاطر عشّاق گو پريشان باش
گرت هواست که با خضر همنشين باشی
نهان ز چشم سکندر چو آب حيوان باش
زبور عشق نوازی نه کار هر مرغی ست
بيا و نو گل اين بلبل غزل خوان باش
طريق خدمت و آئين بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
دگر به صيد حرم تيغ بر مکش زنهار
واز آنچه با دل ما کرده اي پشيمان باش
تو شام انجمنی يکزبان و يکدل شو
خيال و کوشش پروانه بين و خواندان باش
کمال دلبری و حسن در نظر بازی ست
به شيوه نظر از نادران دران باش
خموش حافظ و از جور يار ناله مکن
تو را که گفت که در روی خوب حيران باش
........
خدانگهدارت
خدانگهدارت

<< Home